متن آهنگ، دانلود آهنگ جدید

متن شعر ها و آهنگ های خود را در اینجا بیابید

متن آهنگ، دانلود آهنگ جدید

متن شعر ها و آهنگ های خود را در اینجا بیابید




در اين وبلاگ

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

91 مطلب با موضوع «فارسی :: خواننده زن :: شکیلا» ثبت شده است

نفرین


من از این دل به عذابم دل ز من پر از شکایت
گریه هام خیلی زیاده می تونه باشه حکایت

کار یک روز و دو روز نیست دل یه عمره در عذابه
من تو دست دل اسیرم قصه ما یه کتابه

تو که اسیر هوسی
ترسم به دادم نرسی

منو به دنبالش کشونده
یه روز کنار من نمونده

انگار یه عمره دارم تو سینه دیوونه ای در قفسی
عاشق ترینه کارش همینه آروم نداره نفسی

تو که اسیر هوسی
ترسم به دادم نرسی

الهی تو هم هرگز چو من شب ها سر آروم روی بالش نذاری
تو هم مثل من ای بی وفا کارت بشه عمری دیگه دیوونه
داری
تا که شاید در دل سنگت اشکی براین دلداده بباری
تا که شاید بر لب شیرین اسمی از این دیوونه بیاری

تو که اسیر هوسی
ترسم به دادم نرسی

منو به دنبالش کشونده
یه روز کنار من نمونده

انگار یه عمره دارم تو سینه دیوونه ای در قفسی
عاشق ترینه کارش همینه آروم نداره نفسی

الهی تو هم هرگز چو من شب ها سر آروم روی بالش نذاری
تو هم مثل من ای بی وفا کارت بشه عمری دیگه دیوونه
داری
تا که شاید در دل سنگت اشکی براین دلداده بباری
تا که شاید بر لب شیرین اسمی از این دیوونه بیاری

تو که اسیر هوسی
ترسم به دادم نرسی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۲ ، ۰۹:۱۰
حمید آیتی پور

انتظار


صبر دل من سر اومده باز
مهتاب در اومد و نیومده باز

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی یار می کشه منو

منو پریشون می کنه
چشمامو گریون می کنه
فکر پشیمون شدنش
داره منو داغون می کنه

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی یار می کشه منو

من و شب و جام می و نقش دو چشمون تو در باده ناب
دلی پر از عشق تو و یاد تو چشم من و حسرت خواب
دلم براش پر می زنه وای اگه خوابش ببره
بازم بمونه دل من تا به سحر در تب و تاب

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی یار می کشه منو

کاشکی بخونم عشقو تو نگاش
از دلش بگه چشمون سیاش

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی یار می کشه منو

منو پریشون می کنه
چشمامو گریون می کنه
فکر پشیمون شدنش
داره منو داغون می کنه

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی یار می کشه منو

من و دلی عاشق و آزرده که دنیاشه همه چشم سیاش
من و دو چشمی که می گه از دل افسرده و دیوونه براش
دلم براش پر می زنه وای اگه خوابش ببره
بازم بمونه دل من تا به سحر در تب و تاب

وای که انتظار می کشه منو
دل بی قرار می کشه منو
وای وای می کشه منو
آرزوی یار می کشه منو

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۲ ، ۰۹:۱۰
حمید آیتی پور

یگانه


تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
خواهد به سرآیدشب هجران تو یا نه
جمعی به تو مشغول و تو فارغ ز میانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که شدم پرتو کاشانه تویی تو
در کعبه و در دیر چو جانانه تویی تو
منظور من از کعبه و بتخانه تویی تو مقصود تویی ...کعبه و بتخانه بهانه
ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
بلبل به چمن زار گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار نهان دید
عارف صفت حمد تو از پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه
ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو فارغ ز میانه
عاقل به قوانین خرد راه تو جوید
دیوانه برون از همه آئین تو پوید
تا غنچهء نشکفتهء این باغ که بوید
هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
رفتم به در صومعه زاهد و عابد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در بتکده رهبانم و در صومعه زاهد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه
ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار نهان دید
عارف صفت حمد تو از پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه
ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو فارغ ز میانه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۲ ، ۰۹:۰۹
حمید آیتی پور
صدای عشق


جدا از تو نمی خواهم ببینم روی دنیا را
بیا تا درشب چشمت ببازم صبح فردا را ببازم صبح فردا را ببازم صبح فردا را
بیا بگشا سر خم را
بیاور پیش مینا را
به روی زلف های من
بریز عِقد ثریا را بریز عقد ثریا را بریز عقد ثریا را
به عطر گل خدا را بین که در گلزار می پیچد
ز نیلوفر که عاشقتر که بر دیوار می پیچد
مخور صائب فریب فضل از عمامه ی زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد
بیا با چشم دل بینیم شوق موج دریا را
کدام عشق کهن آلوده پر کرده صدفها را
بیا ای هم نفس در هم بریزیم این نفسها را
بیا با عشق خود آتش زنیم این کهکشانها
صدای عشق تنها در دل هوشیار می پیچد
بیا میخانه آنجا هم صدای یار می پیچد
مخور صائب فریب فضل از عمامه ی زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد
به عطر گل خدا را بین که در گلزار می پیچد
ز نیلوفر که عاشقتر که بر دیوار می پیچد
مخور صائب فریب فضل از عمامه ی زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۲ ، ۰۹:۲۹
حمید آیتی پور
چرخ گردون


زدست دیده و دل هر دو فریاد

که هر چه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز پولاد

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد



اگر دستم رسد بر چرخ گردون

از او پرسم که این چون است و ان چون

یکی را داده ای صد ناز و نعمت

یکیرا قرص جو الوده در خون

ماکه افسرده حال و چون ننالم

شکسته پر و بالم چون ننالم

همه گویند مولا دل ناله کم کن

تو آیی در خیالم چون ننالم

اگر دستم رسد بر چرخ گردون

از او پرسم که این چون است و آن چون

یکی را داده ای صد ناز و نعمت


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۲ ، ۰۹:۲۸
حمید آیتی پور

بهار دلکش


بهار دلکش رسید و دل به جا نباشد
از آن که دلبر دمی به فکر ما نباشد

در این بهار ای صنم بیا و آشتی کن
که جنگ و کین با من حزین روا نباشد

صبحدم بلبل بر درخت گل به خنده می گفت
نازنینان را مه جبینان را وفا نباشد

اگر که با این دل حزین تو عهد و بستی
عزیز من با رقیب من چرا نشستی؟
چرا عزیزم دل مرا ز کینه خستی؟

صبحدم بلبل بر درخت گل به خنده می گفت
نازنینان را مه جبینان را وفا نباشد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۲ ، ۰۹:۲۸
حمید آیتی پور

نور خدا


در خرابات مغان نور خدا می بینم
این عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو
خانه می بینی و من خانه خدا می بینم

خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن
فکر دور است همانا که خطا می بینم

سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب
این همه از نظر لطف شما می بینم

هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال
با که گویم که در این پرده چه ها می بینم

دوستان عیب نظربازی حافظ مکنید
که من او را ز محبان شما می بینم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۲ ، ۰۹:۲۸
حمید آیتی پور

خشم مکن


رو ترش و گران مکن تا سر خود نهان مکن
بار دگر گرفتمت بار دگر همان مکن

باده خاص خورده ای نقل خلاص خورده ای
بوی شراب می زند لخلخه در دهان مکن

چون سر صید نیستت دام منه میان ره
چون که گلی نمی دهی جلوه به بوستان مکن

خشم کسی کند که او جان و جهان ما بود
خشم مکن تو خویش را مسخره جهان مکن

ای آتش آتش نشان این خانه را ویرانه کن
وین عقل من بستان ز من بازم ز سر دیوانه کن

کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله کنم بگو یدم دم مزن و بیان مکن

ناله مکن که نای من ناله کند برای تو
گرگ تویی شبان منم خویش چو من شبان مکن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۲ ، ۰۹:۲۸
حمید آیتی پور

آنسوی بی سو


من این ایوان نه تو را نمی دانم نمی دانم
من این نقاش جادو را نمی دانم نمی دانم

گهی گیرد گریبانم گهی دارد پریشانم
من این خوشروی بدخو را نمی دانم نمی دانم

دگر باره پریشانم دگر باره پریشانم
چنان مستم چنان مستم ره خانه نمی دانم

بیا ساقی بیا ساقی شراب عشق ما را ده
اگر باشد غبار دل به آب دیده بنشانم

چو طفلی گمشدستم من میان کوی و بازاری
که این بازار و این کو را نمی دانم نمی دانم

مرا گوید مرو هر سو تو استادی بیا این سو
که من آن سوی بی سو را نمی دانم نمی دانم

دگر باره پریشانم دگر باره پریشانم
چنان مستم چنان مستم ره خانه نمی دانم

چو طفلی گمشدستم من میان کوی و بازاری
که این بازار و این کو را نمی دانم نمی دانم

مرا جان طرب پیشه که بی مطرب نیارامد
من این جان طرب جو را نمی دانم نمی دانم

برو ای شب ز پیش من مپیچ آن زلف و گیسو را
که جز آن جعد گیسو را نمی دانم نمی دانم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۲ ، ۰۹:۲۷
حمید آیتی پور

رسم زمونه


عجب رسمیه رسم زمونه
قــصــهء بـرگ و بـاد خزونه

مـــیرن آدمـــا
از او نـــا فــــقـــط
خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه
کجاست اون کوچه چی شد اون خونه
آدمـــاش کـــجــان خـــدا مــی دونــه

بـوتـه یـاس بابا جون هنوز
گوشه باغچه توی گلدونه

عـطـرش پــیــچیـده تا هـفـتــا خونـه
خـــودش کجـاهـاست خدا می دونـه
مـــی رن آدمـــا
از او نـــا فــــقـــط
خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه

تسبیح و مهر بی بی جون هنوز
گـوشــه تـاقــچــه تـوی ایـوونـه

خودش کجاهاست خدا می دونه
خودش کجاهاست خدا می دونه

مـــیرن آدمـــا
از او نـــا فــــقـــط
خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه

پـرســیـد زیـر لـب یـکـی با حـسـرت
پـرســیـد زیـر لـب یـکـی با حـسـرت
که از ما بعدها چی یادگاری به جا می مونه
مـــیرن آدمـــا
از او نـــا فــــقـــط
خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه
مـــیرن آدمـــا
از او نـــا فــــقـــط
خــاطــره هـاشــون بـه جـا مـی مونه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۲ ، ۰۹:۲۷
حمید آیتی پور

تصویر ثابت