بادلع علیک
با تو خراب شدم

لا لسه ماحبیتک حبیتنی مصدقکش
نه! من هنوز دوستت ندارم، تو دوستم داری و من باور نمی کنم

مالک متغیر حالک یا حبیب متتلقش
چرا خودت را تغییر دادی، عزیزم نگران نباش

انا بدلع علیک علشان قلبی بایدیک
من با تو خراب شدم، چرا که قلبم در دست توست

لو عمری یحبک یعنی انا حبی مایتدلعش انا بدلع علیک
کسی که تو را واقعا دوست دارد با عشق خراب نمی شود، من با تو خراب شدم

انا عینی علیک وبفکر فیک ولو انی بداری
چشم من به توست و به تو فکر می کنم، حتی اگر اشتباه کنم

انا خایفه اقول تعمل مشغول وتسیبنی لناری
می ترسم به تو بگویم که تصمیم بزرگی بگیر و مرا با شورم رها کن

علشان تشتاق یا حبیبی حبعت مش حسأل علیک
تو دلتنگ منی عشق من، تو را ترک می کنم و از تو نخواهم پرسید

خلیک علی بال تسهر وتحتار ایام ولیالی
تو را در بیداری رها می کنم، روزها و شبها را انتخاب کنی

زی ما حتدوق الویل والشوق حتحس بحالی
درست همانطور که درد و عشق واقعی را چشیدی، با من همانطور احساس خواهی کرد

انا شفتک بعینک غیری غمض یا حبیبی عنیک
هرجا کس دیگری را با من دیدی چشم را ببند ای عشق من

یالیل یالیل یایاعین
ای شبها، ای شبهای بیداری

حدد تشوفنی بدوب وبغیر امتی بکده
آیا می خواهی مرا حسود و ضعیف ببینی

یسیبنی فی حیره وشوق ده کتیر لیه کل ده
می خواهی مرا با این عشق و شور بسیار رها کنی