انا لیه
چرا من
أنا لیه بحب حبک قوی کده لیه
چرا اینگونه محکم عاشق عشق توام
وأموت فی قربک أنا کده لیه
و در حضورت می میرم، چرا من اینگونه ام
بحب حبک قوی کده لیه
چرا اینگونه محکم عاشق عشق توام
أنا لیه مالینی حبک شوق وغرام
چرا عشق تو مرا سرشار از شور و شوق می کند
وبعد قلبک عنی حرام
وقتی هنوز به دلت دسترسی ندارم
هواک ندهنی وخدنی قوام
عشقت مرا می خواند و همین حالا هم مرا دربرگرفته است
آه لما ندانی قلبک ملت لیه
وقتی قلبت مرا می خواند چرا من تعظیم کردم
ولما هوانی مال علیه
و وقتی رسوایی به سراغ من آمده
آه لما ندانی قلبک ملت لیه
وقتی قلبت مرا می خواند چرا من تعظیم کردم
یلا بینا نعیش
بگذار زندگی کنیم
ولما لقیته غیار للحی
و وقتی او را حسود می بینم
کنت نادیتو قلبی د المنى
می بینم که قلبم همینگونه او را می خواند
آه یا حبیبی لیه نداری الهوى
آه عشق من! چرا عشقمان را پنهان می کنیم
یلا مانداریش
بگذار پنهان نکنیم
یاما داب هوایا فیک وشألنی علیک
چقدر عشق من برایت می سوزد و از من درباره تو می پرسد
ودبت فیک شقلتنی عینیک
و من در تو می سوزم و چشمانت مرا می اندازد
وخدنی قلبی وشوقی الیک
مرا بگیر، قلبو اشتیاقش برای توست
یا سلام بحس لما بکون ویاک
وقتی با تو هستم احساس می کنم
د الدنیا تانیه بعیشها معاک
دنیای که با تو هستم همان بهشت است
یا دوب عشان حبک وهواک
فقط چون برای عشقت می سوزم