بالهداوه
آرام

بالهداوه الهداوه یا حبیبی بالهداوه
آرام، آرام، عشق من آرام

ای غلطه بینا تداوی الا الشک یعمل عداوه
هر اشتباهی می تواند جبران شود، جز تردید که دشمنی می آورد

بالهداوه الهداوه یا حبیبی بالهداوه
آرام، آرام، عشق من آرام

انسى ای حد یتساوه ولا قارنه بیک فى الغلاوه
هرچه درباره قیاس دیگران با تو در ارزش گفتم را فراموش کن

وانت لیه کده ما بتعدیش
چرا اینگونه ای؟ چرا نمیگذری؟

واقفلی عالوحده وشکاک
به انتظار اشتباه منی و تردید

یا ابو بدم حامی انت یا افیش
تو که خون گرم و اهل معاشرتی

انا لولا بس اننا عرفاک بتغیر على طول و امبین
اگر تو را خوب نمیشناختم … تو همیشه تغییر میکنی و نشان میدهی

لکن من جواه حنین ولا ایه ایه
اما در واقع مهربانی، یا چه؟

قولت مره اتنین و تلاته یا حبیبی
یک بار گفتم، دوبار، سه بار عزیزم

الأمور دی خدها ببساطه الکلام بیجی تاته تاته
تو باید مسائل را ساده بگیری، واژه ها آرام آرام می آیند

مش طبیعی شغلک مواضیعی مش طبیعی
طبیعی نیست، به نظر میرسد دوست داری درباره مسائل صحبت کنی

یا ابنی فک خلیک طبیعی یا ابنی فک وش التباته
به مسیر طبیعی بگذار بگذرد … ساده بگیر و سخت نگیر