بنوب
هرگز
بنوب بنوب بنوواب عنی لا تتغرب
هرگز با من غریبی نکن
یا عیونی لا تنامی حبیبی اللیله مسرب
ای چشمان من نخوابیدعشق من امشب رفتنی است
یا ریت نلاقی الدوا ونلاقی الوجع انقطع
کاش دوایی پیدا کنیم و ببینیم دردمان قطع شده است
والوقت ابتدا یمشی عالهدا لو شاف الموعد قرب
وقتی میبیند زمان موعود نزدیک شده، به آرامی میرود
ریح المسا غربه ناحت شمالی
باد غریبانه و سرد شب که از طرف شمال وزید غربت را برایم آورد